|
خوشحال مي شويم اگه نظرتون را درباره اين دو بيتي بنويسيد. رومي نشد از سرّ علي کس آگاه زيرا که نشد کس آگه از سر اله يک ممکن و اين همه صفات واجب لا حول ولا قوّة الّا باللّه
کتاب مذهبی و خواندنی مرگ در می زند که با فرمت جاوا و مخصوص موبایل می باشد.
اصلاح الگوی مصرف، چگونه؟ بیتردید هر مصرفکننده با توجه به تابع مطلوبیت و محدودیتهای بودجهای خود تصمیم میگیرد که چه چیز و با چه میزانی مصرف کند. حال اگر شاهد آنیم که در اقلامياز کالاها عدم تعادل میان عرضه و تقاضا وجود دارد و این عدم تعادل هزینه هنگفتی را بر اقتصاد ملی تحمیل میکند، بیتردید باید اصلاح صورت گیرد و سیاستگذار این عدم تعادل را مرتفع کند. در این صورت با داده فرض شدن تابع مطلوبیت، سیاستگذار باید با اصلاح قیمت بر قیدهای بودجهای عاملان اقتصاد اثر گذارده و در جهت اصلاح الگوی مصرف و عدم تعادل در اقتصاد اقدام کند. تعریف لغوی اسراف تعريف لغوي: اسراف از ريشه سرف يعني تجاوز كردن و از حدّ گذشتن در هر كاري كه انسان انجام ميدهد تعريف اصطلاحي: كلمه اسراف به معناي خارج شدن از حدّ اعتدال و تجاوز از حدّ در هر عملي است كه انسان انجام ميدهد. هر چند كه به گفته راغب غالباٌ در مورد پول خرج كردن استعمال ميشود. كلمه اسراف كلمه بسيار جامعي است كه هر گونه زياده روي در كميّت و كيفيّت و بيهوده گرايي و اتلاف و مانند آن را شامل ميشود. آثار اسراف: 1) مسرفان اهل دوزخند. 2)براي اسرافكاران اعمالشان زينت داده ميشود 3) اسراف موجب انكار آيات الهي ميشود فرارسیدن عید قربان برعموم مسلمانان جهان
مبارک باد
رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا
مستعدّ سفر شهر خدا كرد مرا از گلستان كرم طرفه نسيمي بوزيد كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش یله از سلسله ديو دعا كرد مرا فيض روحالقدسم كرد رها از ظلمات همرهي تا به لب آب بقا كرد مرا من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي لايق مكتب فخر النجبا كرد مرا در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا دست از دامن اين پيك مبارك نكشم كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا زين دعاهاست كه با اين همه بيبرگي و ضعف در گلستان ادب نغمه سرا كرد مرا هر سر مويم اگر شكر كند تا به ابد كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا (فتحالله اسلامينيا عمر تباه کردم ، اما توبه / من نامه سیاه کردم ، اما توبه
در محضر دیدگانت ای صاحب عصر / صد بار گناه کردم ، اما توبه . . هرگز برای دوست داشتن پایانی نیست
من پل رنگین کمان را - آفتاب مهربان رادوست دارمابرهای پر ز باران - کوهساران- ماهتاب و لاله زارانمن تمام مردم خوب جهان را دوست دارم عاشقان ناتوان را - عشق های بی امان را- من تمامشاپرکهای جهان را دوست دارم دوستی های نهان را - خنده های ناگهان را- من تمام درد های تلخ و شیرینجهان را دوست دارم مادران را - آرزوهای عزیز و خو بمان را- قلبهایپاکشان را -اشکهای نابشان را- دستهای گرمشان راحرفهای از صمیم قلبشان را - شوروشوق چشمشان رامن تمام ساکنان قلبهای عاشقان را دوست دارم من دروغ بچگان را - شیطنتهای همیشه بکرشان رارازشان را - پاکی احساسشان را- خنده های شادشان رابادبادکهای قشنگ و نازشان را - دستهای کوچک وپربارشان را - هر نگاه خالی از نیرنگشان را- اعتمادخالی از تردیدشان را - من تمام شیطنتهای جهان رادوست دارم سایه های کاج های مهربان را - بید مجنون ها و برگنازشان را - سروها و قامت رعنایشان را- نخلها و ارتفاعنابشان را - تاکها و مستی انگورشان را- سر کشی هایشراب و ... راستی من تمام درختان انگور جهان رادوست دارم نازهای معشوقان زمان را - دل شکستنهای بی منظورشانرا - قهرهای تلخشان را- آشتیهایزود هنگامشان را - عشقهای آتشین و پر رنگشان راقلبهای بی تاب و تنگشان را - آشنایی های پرلبخند شانرا و خداحافظی های پر اشکشان را - گریه های شوقشانرا - ضربه های قلبشان را- حرفهای بی حد و مرزشانرا - من تمام عشق های جاودان را دوست دارملیلی و مجنونمان را - خسرو و شیرینمان را- کوه کنفرهادمان را ....یادم آ مد من خدا را وخودم را وجهان رادوست دارم دوست دارم دوست دارم می پرستم .....درد دل گفتم: خداي من، دقايقی بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ديروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برايت بگويم و بگريم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟ گفت: عزيز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودی، من آنی خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خويش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم. گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اينگونه زار بگريم؟ گفت: عزيزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آيد عروج می کند، اشکهايت به من رسيد و من يکی يکی بر زنگارهای روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اينگونه می شود تا هميشه شاد بود. گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟ گفت: بارها صدايت کردم، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيزتر از هر چه هست، از اين راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسيد. گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟ گفت: روزيت دادم تا صدايم کنی، چيزي نگفتی، پناهت دادم تا صدايم کنی، چيزی نگفتی، بارها گل برايت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برايم بگويی آخر تو بنده من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردی. گفتم: پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندی؟ گفت: اول بار که گفتی "خدا" آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايی ديگر، من اگر مي دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی همان بار اول شفايت می دادم. گفتم: مهربانترين خدا ! دوست دارمت ... گفت: عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...
ماه مبارک رمضان بر عموم مسلمانان جهان
مبارکباد معجزات امام مهدي(عج) در بدو تولد
.: پاسخ: قبل از پاسخ به اين سؤال، لازم است كه اشاره اى هر چند مختصر، به معنا و تعريف معجزه داشته باشيم. محقّق خويى، در تعريف معجزه مى نويسد: معجزه، در اصطلاح، اين است كه مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعايش، كارى را انجام دهد كه خارق قوانين طبيعى است و ديگران از انجام دادن آن عاجزند.[1] چون خداوند، بعد از خاتم انبيا حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) امامان معصوم(عليهم السلام)را مجريان شريعت و جانشينان طريقت آن حضرت و حجّت خويش در روى زمين قرار داده تا راه هدايت را بر مردم هموار كنند و از آن جا كه همواره در طول تاريخ، مدعيان دروغين نبوّت و امامت، واقعيّت را بر مردم مشتبه مى كردند و مردم را به گمراهى و ضلالت مى كشاندند، لازم است كه راهى براى شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. اين راه و علامت، همان است كه در اصطلاح متكلمان، «معجزه» خوانده مى شود و در اصطلاح قرآن، «بيّنه» و «آيه» ناميده مى شود. خداوند مى فرمايد: (لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...);[2] ما، رسولان خود را با دلائل روشن (معجزه) فرستاديم و با آنان، كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند. در روايتى از امام صادق(عليه السلام) درباره ى علت اعطاى معجزه از سوى خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه، علامتى است از طرف خداوند كه آن را فقط به انبيا و رسل و امامان اعطا مى كند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود.». [3] حال، با توجّه به اين كه جميع مسلمانان، به جواز كرامت اولياى خدا عقيده دارند ـ چنان كه تفتازانى مى گويد: «جمهور مسلمانان، به جواز كرامت اولياى خدا معتقد هستند[4]» ـ پس انجام دادن معجزات و كرامات از سوى امامان معصوم(عليه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ كه حجت هاى خداوند بر روى زمين و وارثان زمين هستند، امر عجيبى نيست. با مراجعه به كتاب هاى تاريخى و روايى و ورق زدن صفحات آن، مشاهده مى كنيم كه معجزات و كرامات فراوانى از سوى آنان به وقوع پيوسته است. 1- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل از امام حسن عسكرى(عليه السلام) نقل شده كه به حكيمه (دختر امام جواد(عليه السلام)) فرمود: «امشب، به خانه ى ما بيا; زيرا، امر مهمّى رخ خواهد داد.». حكيمه پرسيد: «چه اتفاقى؟». امام(عليه السلام)فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنيا خواهد آمد.». حكيمه پرسيد: «از چه كسى؟». امام(عليه السلام)فرمود: «از نرجس.». حكيمه مى گويد: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى كه هيچ اثر حملى در او مشاهده نكردم.». [5] چنين معجزه اى، در مورد حضرت موسى(عليه السلام) هم بيان شده است. در مادر او، يوكابد، هيچ آثار حملى ظاهر نبود [6] و تا روزى كه موسى(عليه السلام) به دنيا آمد، كسى نفهميد كه او حامله است. 2- قرآن خواندن در بدو تولّد هنگامى كه امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ايشان را به امام حسن عسكرى(عليه السلام) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن كرد.[7] 3- شفاى مريض لاعلاج محمّد بن يوسف نقل مى كند، به مرضى دچار شدم كه پزشكان از علاج آن نااميد شدند. نامه اى به حضرت امام مهدى (عج) نوشتم و از آن حضرت، طلب شفا كردم. ايشان در جواب نوشتند: «ألبسك الله العافيه; خداوند، بر تو لباس عافيّت بپوشاند.». مدّتى نگذشت كه شفا پيدا كردم و وقتى پزشكان از اين ماجرا مطلع شدند، گفتند: «اين شفا و عافيت، به يقين، از جانب خداوند بوده است.». [8] 4- طلا شدن سنگريزه يكى از اهالى مدائن مى گويد: به همراه رفيقم، به حج مى رفتيم. در نزديكى موقف، فقيرى به سوى ما آمد. ما به او جواب ردّ داديم. سپس به سوى جوانى خوش سيما كه ردايى پوشيده بود رفت. او، سنگى از روى زمين برداشت و به فقير داد. شخص فقير، مدّت زيادى در حق او دعا مى كرد. در اين هنگام، آن جوان غائب شد. ما به نزد مرد فقير رفتيم و گفتيم: «واى بر تو! آيا براى گرفتن يك سنگ، اين قدر دعا مى كنى؟» كه ناگهان در دست او سنگى از طلا ديديم كه در حدود بيست مثقال مى شد. وقتى در مورد آن جوان از اهل مكّه و مدينه سوال كرديم، گفتند: «چنين شخصى از علويان است و هر سال با پاى پياده به حج مى آيد.». [9] 5- خبر دادن از غيب از پسر مهزيار نقل شده كه در سفرى با كشتى همراه پدرم بودم و مال زيادى به همراه او بود. پدرم، دچار بيمارى سختى شد و گفت: « من، در حال مردن هستم.». و در مورد آن اموال، وصيت كرد كه آن ها را به امام زمان (عج) بدهم. از اين وصيّت تعجّب كردم، ولى مطمئن بودم كه پدرم بيهوده سخن نمى گويد. با خود گفتم: «اگر امر برايم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسكرى(عليه السلام) به وصيّت عمل مى كنم والّا آن را صدقه مى دهم.». مدّتى در عراق بودم تا اين كه فرستاده اى از جانب امام زمان (عج) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى كردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را كه خودم هم نمى دانستم، بيان كرد و من هم مال را به او دادم.[10] ------------------------------------------------- [1]. آلاء الرحمن فى تفسير القرآن، ص 3، (به نقل از: إيضاح المراد فى شرح كشف المراد، ص 345، ربانّى گلپايگانى). [2]. الحديد: 25. [3]. بحارالأنوار، ج 11، ص 71. [4]. الإلهيات من شرح المواقف، تحقيق على ربانى گلپايگانى، ص 132. [5]. مدينة المعاجز، سيدهاشم بحرانى، ج 8، ص 10 و 26، مؤسسه ى معارف اسلامى، چاپ اوّل، 1416 هـق. [6]. قصص قرآن يا تاريخ انبياء، هاشم رسولى محلاتى، ج 2، ص 46، انتشارات علميه ى اسلاميه، چاپ پنجم، 1407 هـق. [7]. تبصرة الولى، سيدهاشم بحرانى، ج 18. [8]. بحارالأنوار، ج 51، ص 297; اصول كافى، ج 1، ص 519. [9]. اصول كافى، ج 1، ص 332; مدينة المعاجز، ج 8، ص 71. [10]. الغيبة، شيخ طوسى، ص 282، مؤسسه ى معارف اسلامى، قم، چاپ اوّل، 1411. برترین سئوالهای بی پاسخ علمی در جهان!
بشر با وجود سالهای طولانی که صرف دانش آموختن کرده است در برابر بسیاری از سئوالات موجود در جهان همچنان ناتوان است، سئوالاتی که توانایی های علمی انسان را در زمینه های فیزیک، ریاضی، شناختی، و نجوم زیر سئوال می برد. اشداء علی الکفار، رحماء بینهم
بیست نکته جهت افزایش اعتماد به نفس یک - توکل به خدا ۷حدیث در مورد ظهور امام زمان (عج)
۱- پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر روز وقتی بر می گشتیم ، بطری آب من خالی بود ، اما بطری آب مجید پازوکی پر بود .
توی این حرارت آفتاب ، لب به آب نمی زد . همیشه به دنبال یک جای خاص بود . نزدیک ظهر ، روی یک تپه ی خاک با ارتفاع هفت – هشت متر نشسته بودیم و اطراف را نگاه می کردیم که مجید بلند شد . خیلی حالش عجیب بود . تا حالا او را این گونه ندیده بودیم . مرتب می گفت : پیدا کردم . این همون بلدوزره یک خاکریز بود که جلویش سیم خاردار کشیده بودند . روی سیم خاردار دو شهید افتاده بودند که به سیم ها جوش خورده بودند و پشت سر آنها چهارده شهید دیگر . مجید بعضی از آنها را به اسم می شناخت. مخصوصاً آنهایی که روی سیم خاردار خوابیده بودند . جمجمه ی شهدا با کمی فاصله روی زمین افتاده بود . مجید بطری آب را برداشت ، روی دندان های جمجمه می ریخت و گریه می کرد و می گفت : « بچه ها ، ببخشید اون شب بهتون آب ندادم . به خدا نداشتم . تازه ، آب براتون ضرر داشت. مهرداد دوم اشکانی با سپاهش از کنار باغ سبزی می گذشت سایه درختان باغ مکان خوبی بود برای استراحت.
فرمانروا دستور داد در کنار دیوار بزرگ باغ لشکریان کمی استراحت کنند. باغبان نزدیک پادشاه ایران زمین آمده و از او و سربازان دعوت کرد که به باغ وارد شوند. مهرداد گفت ما باید خیلی زود اینجا را ترک کنیم و همین جا مناسب است. باغبان گفت دیشب خواب می دیدم خورشید ایران در پشت دیوار باغم است و امروز پادشاه کشورم را اینجا می بینم. مهرداد گفت اشتباه نکن آن خورشید من نیستم آن خورشید سربازان ایران هستند که در کنار دیوار باغت نشسته اند. از این همه فروتنی و بزرگی پادشاه ایران زمین اشک در چشمان باغبان گرد آمد. مهرداد دوم (اشک نهم) بسیار فروتن بود و همواره در کنار سربازان خویش و بدور از تجملات بود. اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید: فرمانروای شایسته ارزش سربازان را کمتر از خود نمی داند. اشک نهم به ما آموخت ارتش ایران یگانه و یکتاست. امام علي (ع) می فرمایند:
اَعقَلُ النّاسِ مَن کانَ بِعَیبِهِ بَصیرا وَ عَن عَیبِ غَیرِهِ ضَریرا عاقل ترین مردم کسى است که به عیب هاى خویش بینا و از عیوب دیگران، نابینا باشد غررالحکم، ح 3233 رستگاری به شفاعت پیامبر (ص)
رستگاری به شفاعت پیغمبر اکرم(ص) و نایل شدن به شفاعت بزرگ دلیل بر این معنی روایتی است که رئیس المحدثین در خصال آورده به سند خود از حضرت رضا(ع) از پدران بزرگوارش از امیرالمؤمنین علی(ع) که: رسول خدا(ص) فرمود: چهار طایفه اند در روز قیامت من شفیع آنان هستم، هر چند که با گناهان اهل زمین بر من وارد شوند: کمک کننده ی به خاندانم، و برآورنده ی حوائج آنها هنگامی که به او ناچار شوند، و دوست دارنده ی آنها به دل و زبانش، و دفاع کننده ی از آنها با دست خودش.(1) و علامه ی حلی(ره) از پیغمبر اکرم(ص) مرسلا آورده که فرمود: من برای چهار گروه شفاعت می کنم هر چند که با گناهان اهل دنیا بیایند: مردی که ذریه ام را یاری کرده باشد، و مردی که مال خودش را هنگام سختی به ذریه ام بذل نماید، و مردی که ذریه ی مرا با زبان و دل دوست بدارد، و مردی که در نیازهای ذریه ام اهتمام ورزد هنگامی که رانده و فراری شوند.(2) و در بحار به سند خود از حضرت رضا(ع) از پدران طاهرینش از امیرالمؤمنین(ع) آورده که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: چهار تن را من روز قیامت شفاعت می کنم. آن که ذریه ام را گرامی بدارد، و آن که حوائج آنان را برآورده سازد، و کسی که در هنگام اضطرارشان به او در انجام امورشان اهتمام ورزد و آن که با قلب و زبان آنان را دوست بدارد.(3) می گویم: مخفی نماند که سه عنوان از این ها بر دعا برای تعجیل در فرج مولا صاحب الامر(عج) صدق می کند. زیرا که نوعی از یاری کردن و محبت زبانی و برآوردن حاجت است. و از اموری که بر این مقصود دلالت می کند از علامه ی حلی در توصیه هایش به فرزندش آمده که امام صادق(ع) فرمود: هر گاه روز قیامت شود آواز دهنده ای ندا می کند: ای خلایق ساکت و آرام باشید که محمد(ص) با شما سخن می گوید. پس همه ی خلایق ساکت و آرام می شوند و پیغمبر(ص) به پا خیزد و فرماید: ای گروه خلایق هر که را نزد من احسان یا منت یا نیکی ای هست برخیزد تا او را پاداش دهم. می گویند: پدران و مادران ما قربانت، کدام احسان یا منت یا نیکی، بلکه همه ی احسان ها و منت ها و نیکی ها برای خدا و رسول او است بر تمام خلایق. می فرماید: آری، هر آن که یکی از خاندان مرا پناه داده یا به آنها نیکی کرده یا از برهنگی پوشانده یا گرسنه شان را سیر نموده برخیزد تا او را پاداش دهم. آن گاه عده ای که از این کارها انجام داده اند برمی خیزند، پس از سوی خداوند ندا می رسد: ای محمد! ای حبیب من! پاداش آنها را به عهده ی خودت قرار دادم ، هر جای بهشت که بخواهی آنها را منزل ده. پس آنها را در وسیله منزل می دهد. به طوری که از محمد(ص) و اهل بیت او(ع) در پرده نخواهند بود.(4) می گویم: بدون تردید دعای خیر از اقسام نیکی است، پس ب اثر آن دعا کننده استحقاق شفاعت رسول اکرم(ص) را روز محشر خواهد یافت. و این حدیث نیز بر فزونی ثواب به شفاعت دلالت دارد، همچنان که در رفع عقاب ثابت است. و از دلایل دیگر نیز روایتی است که صدوق(ره) در امالی خود از امام باقر(ع) از پدرانش از رسول خدا(ص) آورده که فرمود: هر کس می خواهد به من توسل جوید و نزد من حقی داشته باشد که به آن برای او روز قیامت شفاعت کنم باید با خاندانم پیوند متصلی داشته باشد و آنان را خرسند نماید.(5) می گویم: شکی در این نیست که اهل بیت(ع) همگی با دعا کردن برای تعجیل در فرج حضرت حجت بن الحسن(ع) خرسند می شوند، بلکه ممکن است از اقسام پیوند با آنان نیز باشد.(6) پی نوشت: 1ـ الخصال، ج1، ص196 /// 2- المنتهی الامال، ج1، ص544 /// 3- بحارالانوار، ج8، ص49 /// 4- المنتهی الامال، ج1، ص544 /// 5- امالی صدوق، ص310 /// 6- مکیال المکارم، ج1، ص398 نیمه ی شعبان سالروز ولادت یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود (عج)
بر عموم شیفتگان ومنتظران آن حضرت مبارک باد میلاد امام حسین (ع) و امام سجاد (ع) و حضرت ابوالفضل (ع)
بر عموم شیعیان جهان مبارک باد هر روزی که می گذرد، یک روز به ظهور امام زمان نزدیک تر می شویم؛
اما به خود امام زمان چطور؟ به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ،
سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد
دلم یکی رو میخواد که همه ی زیبایی ها رو یکجا داشته باشه!
یا مهدی کی میایی؟ سر راهت در انتظارم
برده هجرت صبر و قرارم جز ظهورت ای گل زهرا به خدا حاجتی ندارم بی تو صبح ها رویایی اند بی تو عشق ها دروغی اند به امید آمدنت، دل ها هوایی اند زده ام فالی و فریادرسی می آید مهدی جان
سئوالی ساده دارم از حضورت من آیا زنده ام وقــــت ظهورت اگر که آمـــــدی من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم دعایم کن دوباره جـــــان بگیرم بیایـــــم در رکاب تو بمیــــــرم بركت دعاى مادر
ت دعاى مادر
سالروز رحلت شیر زن کربلا زینب کبری (س)
بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد |
|